مریم عزیزی، خبرنگار روزنامه دریای اندیشه و فعال رسانهای، در گفتوگو با خبرنگار پایگاه خبری رصد بندر، با اشاره به تجربه فعالیت رسانهای در روزهای جنگ، از شبهای بیخوابی، حضور ۲۴ ساعته در فضای مجازی، دشواری تهیه گزارشهای ویدیویی از مناطق حادثهدیده و محدودیتهای خبرنگاران برای حضور در محل حوادث روایت کرد.
به گزارش پایگاه خبری رصد بندر:خبرنگاری همیشه سخت بوده، اما وقتی شرایط جنگی میشود، واقعاً نمیتوانی برای خودت ساعت کاری مشخص داشته باشی. در روزهای جنگ، خیلی از مواقع ۲۴ ساعت درگیر فضای مجازی و خبر بودم. بعضی شبها اصلاً نخوابیدم و تا صبح بیدار ماندم تا اخبار را دنبال کنم، ببینم چه اتفاقی افتاده، چه خبری تأیید شده و چه چیزی را میشود منتشر کرد.
در آن روزها واقعاً نمیشد گوشی را کنار گذاشت. هر لحظه ممکن بود خبری بیاید یا اتفاقی بیفتد که نیاز به پیگیری داشته باشد. شاید کسی که بیرون از فضای رسانه است، فکر کند خبرنگار فقط خبر را میگیرد و منتشر میکند، اما واقعیت این است که پشت یک خبر ساده، گاهی ساعتها پیگیری و استرس وجود دارد.
من خبرنگار روزنامه دریای اندیشه هستم و در کنار کار خبری، در بخش گزارشهای ویدیویی هم فعالیت میکنم. برای همین، همیشه سعی میکنم اگر اتفاقی در شهر رخ میدهد، فقط به نوشتن خبر اکتفا نکنم و تا جایی که امکان دارد از فضای واقعی اتفاق هم گزارش تهیه کنم.
اما در شرایط جنگی این کار خیلی سختتر شد. وقتی جایی مورد هدف قرار میگرفت، ما هم مثل هر خبرنگار دیگری میخواستیم خودمان را به محل برسانیم و از نزدیک گزارش تهیه کنیم. ولی خیلی از مواقع اجازه نمیدادند. میگفتند امکان تصویربرداری نیست یا اجازه حضور و تهیه گزارش داده نمیشد.
برای خبرنگاری که کار ویدیویی انجام میدهد، این موضوع واقعاً سخت است. چون وقتی یک اتفاق رخ میدهد، دوست داری خودت بروی، ببینی، با مردم صحبت کنی و چیزی را که اتفاق افتاده از نزدیک روایت کنی. اما گاهی شرایط اجازه نمیدهد و باید با همان اطلاعاتی که داری کار را جلو ببری.
از طرف دیگر، فضای مجازی خودش یک داستان جداست. در روزهای جنگ، حجم خبر و شایعه خیلی زیاد بود. یک خبر منتشر میشد و چند دقیقه بعد چند روایت متفاوت از همان اتفاق در فضای مجازی میچرخید. ما باید خیلی دقت میکردیم که چیزی را بدون اطمینان منتشر نکنیم. چون یک خبر اشتباه در چنین شرایطی فقط یک اشتباه رسانهای نیست؛ میتواند مردم را نگران و مضطرب کند.
برای من، آن شبهایی که تا صبح بیدار بودم، از سختترین بخشهای این دوران بود. خسته بودی، خوابآلود بودی، اما نمیتوانستی بیخیال خبر شوی. مدام گوشی را چک میکردی، اخبار را دنبال میکردی و منتظر بودی ببینی اتفاق جدیدی افتاده یا نه.
البته ترس و فشار هم وجود داشت. خبرنگار هم انسان است. وقتی صدای انفجار میآید یا خبری از یک حادثه منتشر میشود، طبیعتاً نگرانی وجود دارد. اما در همان شرایط باید حواست به کارت هم باشد و سعی کنی چیزی را دقیق و درست به مخاطب برسانی.
فکر میکنم جنگ برای خیلی از خبرنگاران یک تجربه متفاوت بود؛ تجربهای که نشان داد خبرنگاری فقط حضور در یک نشست خبری یا نوشتن یک خبر نیست. گاهی باید ساعتها بیدار بمانی، گاهی باید برای گرفتن یک گزارش به محل بروی و با محدودیت روبهرو شوی و گاهی هم باید در فضای مجازی بمانی تا از اتفاقات عقب نمانی.
من در این مدت بیشتر از قبل فهمیدم که خبرنگاری واقعاً کار سختی است. شاید مردم فقط نتیجه کار را ببینند؛ یک خبر، یک گزارش یا یک ویدیو. اما پشت همان خروجی، ساعتها بیداری، پیگیری، تماس، استرس و تلاش وجود دارد.
با همه این سختیها، وقتی میبینی گزارشی که تهیه کردهای دیده شده، مردم از طریق آن اطلاعات گرفتهاند یا صدای یک اتفاق را به گوش مسئولان رساندهای، احساس میکنی تمام آن خستگیها ارزشش را داشته است.
برای من خبرنگاری یعنی همین؛ اینکه حتی در سختترین شرایط، تا جایی که میتوانی کنار مردم بمانی و روایت کنی.
روز خبرنگار برای من فقط یک تبریک نیست؛ یادآوری تمام شبهایی است که خبرنگاران بیدار ماندند تا مردم در جریان اتفاقاتی باشند که شاید خیلیها از آن بیخبر بودند.